آسیاتک قم | 37173

اینترنت پرسرعت آسیاتک: امور مشترکین استان قم

اینترنت پرسرعت آسیاتک: امور مشترکین استان قم

آسیاتک قم | 37173

این وبلاگ متعلق است به دفتر مرکزی امور مشترکین آسیاتک قم
شماره تماس پنج رقمی : 37173-025
وبسایت رسمی : QomAdsl.com

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

    برای عضویت در خبرنامه، ایمیل خودرا وارد کنید:

    Delivered by FeedBurner

طبقه بندي موضوعي
آخرين نظرات
پيوندهاي روزانه

کاش والیبال هم فردوسی پور داشت

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۲۷ ب.ظ

بستن اکانت اینستاگرام، هجوم به والیبالیست ها بعد از هر شکست و حمله گزارشگران و کارشناسان در روزها لیگ جهانی مشکل همیشگی والیبال بوده و هست.


به گزارش "ورزش سه"، لیگ جهانی ۲۰۱۷ والیبال هم به پایان رسید. مسابقاتی که نشانه های زیادی برای اهالی این رشته ورزشی از خود بر جای گذاشت.
تیمی که با چند تغییر اساسی و با دیدگاه جوانگرایی پا به این آوردگاه گذاشت. فارغ از اینکه هنوز دیدگاه جوانگرایی و عدم نتیجه گرایی در بین اهالی جامعه فرهنگ سازی نشده است.
شاید هنوز هم خاطرمان باشد که کمتر از یک دهه پیش، پیروزی برابر تیم های آسیایی چون ژاپن برایمان رویا بود. چه برسد به اینکه هدفمان پیروزی برابر ابرقدرت هایی همچون لهستان و آرژانتین برزیل و ایتالیا و روسیه شود.
تیمی که طی کمتر از یک دهه، چنان رشد موشک واری کرد که بارها مجامع بین المللی از آن به عنوان الگو یاد کردند. اما، در این راه بارها از جانب برخی از اهالی این خانواده (و به اصطلاح کارشناس ها) مورد انتقاد مغرضانه وناعادلانه قرار گرفت.
سوالاتی برایم به وجود آمد که چرا تیم ملی در این مسابقات این گونه ظاهر شد:
هنور فرهنگ جوانگرایی و عدم نتیجه گرایی برای ما جا نیفتاده، چه رسد به افکار عمومی که از دیدگاه کارشناس نمایان و گزارشگران تلویزیون تغذیه می شوند. گفتم تلویزیون! تلویزیون با آن گزارشگرانی که بیشتر ادای مسعود فراستی سینما را در می آورند تا اینکه به گزارشِ سالمِ یک بازی والیبال با کمی هیجان بپردازند! کاش اینان، به جای نقدهای بی اساس، نابجا، حوصله سربر و برگزاری کلاس آموزش زوری والیبال (آن هم والیبال از دور خارجِ بیات)، کمی از هیجان و اطلاعات عادل فردوسی پور فوتبال را به بینندگان مسابقه والیبال منتقل کنند.
صدا و سیمایی که هنوز بعد از 10 سال که تیم ملی در حال تغییر نسل است یک گزارشگر شش دانگ با سواد تربیت نکرده و نتوانسته با ایجاد فضای رقابتی، دکان دیده شدن برخی ها را تعطیل کند.
هنوز صدای گزارشگر لهستانی در مسابقات انتخابی المپیک در ژاپن در گوشم هست که وقتی ایران با پیروزی برابر لهستان بلیت ریو را گرفت و آرزوی ۵۲ ساله خود را محقق کرد، چنان با حرارت خاصی این رویداد را گزارش کرد که گویی تیم ملی کشورش پیروز شده است. اما گزارشگر صدا و سیمای ایران تنها به ایراد یک جمله بسنده کرد و آن هم این بود: «لهستان درس بزرگی به ایران داد!» واقعا چرا!؟
چرا باید بازیکنان پس از از دست دادن یک امتیاز به جای تلاش برای کسب امتیاز بعدی به فکر حرف گزارشگران تلویزیون و تغییر نظر مردم در خصوص خودشان بیفتند؟
چرا بازیکنان پس از هر بازی و قبل از اینکه در رختکن، پیراهن خود را عوض کنند ابتدا اقدام به بستن اکانت های اینستاگرام خود می کنند؟
چرا بعد از هر پیروزی اینقدر آنها را بزرگ می کنیم و بعد از هر باخت اینقدر آنها را مورد عنایت قرار می دهیم!؟
کولاکوویچی که کمتر از دو ماه و نیم با تیم تمرین کرد را به باد نقد می گیریم و بدون اینکه بدانیم سیستم کار وی بر مبنای اعتماد و اعتقاد بر بازیکنان است و هرگز بازیکنان را با از دست دادن چند امتیاز بیرون نمی کشد، عملکرد وی را زیر سوال می بریم. کولاکوویچی که 10 سال با تیم ملی صربستان بوده و سه تغییر نسل را برای آنها به وجود آورده است. چرا واقعا!؟!
چرا کسانی که 10 سال پیش در تیم های ملی دستی بر آتش داشتند و چون امروزه اسمی از آن ها نیست تیم ملی را غیر واقعی تحلیل می کنند، غافل از اینکه آن زمان که آنها بودند تیم ایران ششم آسیا بود ولی اکنون که نیستند تیم ایران در زمره هشت تیم برتر جهان رقابت می کند.
اتی بر سر آن برگزاری آن است؛ از حضور بانوان در سالن گرفته تا مشکل تهویه و تامین اعتبار و بازسازی سالن که معمولا بر عهده فدراسیون والیبال بوده است ولی هرساله به بهترین نحو برگزار می شود و افتخاری می شود برای ارگان های دیگر!
چرا حرف از استفاده از بازیکنان جوان می شود در حالی که به این فکر نمی شود که تمامی بازیکنان جوان با استعداد اکنون در اردوی های امادگی و مسابقات تدارکاتی تیم های زیر ۲۳ سال، زیر ۲۱ سال و زیر ۱۹ سال هستند.
چرا حرف از رقابت با تیم های تراز اول دنیا می زنیم ولی به عقبه آنها و فرهنگ حمایت از تیم ملی و جوانگرایی حتی توجهی نمی کنیم؟
چرا وقتی باختی حاصل می شود به بازیکنان، انواع و اقسام اتهامات بی اساس می بندیم ولی توجهی به این نمی کنیم که این ها همان هایی هستند که تا سر حد جان جنگیدند تا آرزوی ۵۲ ساله والیبال ایران را محقق کنند.
چرا به این موضوع توجه نمی کنیم که طی این ده سال، فدراسیون والیبال با بهترین مربیان دنیا مذاکره کرده و با توجه به شاید، بهترین ها را برگزیده:
١- زوران گائیچ - ربیس فعلی فدراسیون صربستان
٢- ولاسکو - سرمربى ارژانتین
٣- کواچ - سرمربى اسلوانى
٤- لوزانو - سرمربى چین
٥-کولاکویچ
همه اینها در حال حاضر در لیگ جهانى حضور دارند.
ولى هیچ یک از کسانی که در گذشته به ایران آمدند در گردونه مربیگرى دنیا جایگاهى ندارند.
این نشان می دهد که ایران در انتخاب های خود اشتباه نکرده. حتی در خصوص مذاکره با دی جورجى که در حال حاضر سرمربی لهستان است. تمام کسانی که ایران با آنها مذاکره یا انتخابشان کرده جزو مربیان تراز اول حال حاضر دنیا هستند. لذا یا والیبال دنیا اشتباه می کند یا کسانی که فدراسیون ایران را به خاطر انتخاب هایش نقد می کنند.
خود مردم قضاوت خواهند کرد. نیازی نیست ما چیزی را ما ثابت کنیم. منتقد مغرض، همیشه مغرض است. حتی اگر همه چیز مثل روز روشن باشد!
* نویسنده: حمید احمدی نیا

۹۶/۰۳/۲۹
محمدرضا سیفی - آسیاتک